نفیسه موسوی - تاریخ: 1398/7/29 ساعت: 6:09
رد شدی از من، شدم هر ثانیه بیمار ترروزگارم تیره تر شد، چشم هایم تارترشعرهایم تحت تأثیر حضورت بوده استرفتی و دور از تو این شاعر شده کم کار ترخاطراتت شب به شب از پا می اندازد مراای که رویای تو از کابوس،
دکتر_شهاب_گودرزی - تاریخ: 1398/7/29 ساعت: 6:09
چاره ی درد بشر در هر زمان شادی ستچهره ی غمگینِ من محتاجِ ازادی ستدر رهایی، سروها بی ترس می رویندهر کجا آزادی آمد، غرق آبادی استبنده ی انسان مشو، آزاد باش انسان!این سخن یک هدیه ی نابِ خدادادی استای جهان! فریاد کن شعر رهایی راگرچه براین دستها زنجیر ِ فولادی استغیر ِ آزادی که در من بال می گیردبودنم معم...
پروین جاویدنیا - تاریخ: 1398/5/31 ساعت: 15:22
به دست عشق مردن را تو باور می کنی هرگزترحم های دشمن را تو باور می کنی هرگزتو را با هر تپش خواندم ولی فریاد من گم شدسکوت تلخ یک زن را تو باور می کنی هرگزچنان پاییز هجرانت مرا خشکاند در غم هابه دست خود شکستن را تو باور می کنی هرگزچه شد خورشید بخت من به خواب مرگ راضی شدغروب صبح روشن را تو باور می کنی ه...
دکتر یدالله گودرزی - تاریخ: 1398/5/31 ساعت: 15:22
تو نیستی که ببینی چقدر تنهایمبه روی غُربتِ آیینه، دست می سایم...مگر که در شب و توفان کنارِ من باشیکه من بدون تو تا صبح هم نمی پایم !به من اجازه بده، ماهِ من! که برگردمکه خالی، است میانِ ستارگان، جایمطلوع کن نفسی، آسمانِ آبی منکه من غروبِ غم انگیز و تلخِ دریایمکلام و فلسفه هم در دلم افاقه نکردکه در ج...
پانته آ صفایی - تاریخ: 1398/5/31 ساعت: 15:22
درخت ها همه عریان شدند، آبان شدو باد آمد و باران گرفت و طوفان شدنیامدی و نچیدی انار سرخی راکه ماند بر سر این شاخه تا زمستان شدنیامدی و ترک خورد سینه ی من و آهچقدر یک شبه یاقوت سرخ ارزان شدچقدر باغ پر
میلاد روشن - تاریخ: 1398/5/31 ساعت: 15:22
حتی تو هم حال مرا بهتر نخواهی کردیکبار کردی، بعد از این دیگر نخواهی کرد!ناباوری ها چشم مشتاق ِ مرا بستندحالا که مردم در اتاق خوابمان هستند!بیهوده می گویم… که حرفم را نمی فهمیمعنای رسوایی آدم را نمی فه
مژگان عباس لو - تاریخ: 1398/5/31 ساعت: 15:22
با مرگ من شاید علفها جان بگیرندشب بادهای هرزه ای میدان بگیرندسرما بریزد در خطوط استواییصبح زمین را عصر یخبندان بگیرندتندیسی از عشق و جنونم تا دم مرگای کاش دستانت مرا سیمان بگیرندتو تکه ای از آسمان ر
نسرین حسینی - تاریخ: 1398/2/22 ساعت: 2:14
آنکس که شد دلبند تو ،چون میرهد از بند توآشفته شد احوال دل ،با فتنه ی لبخند توبرگرد تو پروانه سان ،گردم اگر سوزد پرممنعم نکن از عشق خود، بیزارم از این پند تولب را چه گویم مختصر،کندویی ازشهد وشکربا بوسه
بیست و هشت قرن اردیبهشت - تاریخ: 1398/2/22 ساعت: 2:14
بیست و هشت قرن اردیبهشت مجموعه ای از اشعار سراینده جوان ایرانی آقای سجاد صادقی است. قالب اغلب آثار کتاب غزل است و به زبان ساده و روان سروده شده اند. درون مایه این آثار عاشقانه است. سجاد صادقی سابقه ی چندین کتاب گروهی و انتخاب آثار خود در قالب مجموعه ها را داشته و در زمینه ی ترانه سرایی نیز در حال فع...
سلیم حمادی - تاریخ: 1397/10/24 ساعت: 0:31
ﺗﻤﺎﻡ ﺧﺸﻢ ﻭﻧﻔﺮﺗﻢ ﺍﮔﺮﺑﻪ ﻣﺸﺖ ﻣﯿﺮﺳﯿﺪﺟﻨﻮﻥ ﻣﻦ ﺯﺁﺩﻣﯽ ﺑﻪ ﻗﺼﺪﮐﺸﺖ ﻣﯿﺮﺳﯿﺪﺍﮔﺮﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﻡ ﻧﺸﺎﻥ ﺧﺸﻢ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼﯾﮕﺎﻧﻪ ﻭﺍﻗﻌﯿﺘﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﺩﻭﭼﺸﻢ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﯼﺑﻪ ﺧﺪﻋﻪ ﻭﺩﻭﺯ ﻭ ﮐﻠﮏ ﻃﯽ ﻃﺮﯾﻖ ﻣﯿﮑﻨﺪﺳﻼﻡ ﺭﺍﺑﻪ ﻣﺼﻠﺤﺖ ﺑﺮﺳﺮﺗﯿﻎ ﻣﯿﮑﻨﺪﻓﺘﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﻟ
یلدا - تاریخ: 1397/10/24 ساعت: 0:31
دلگیری و عبوس ، غمگین و دلخوریتردید میکنی ، از من که بگذریهرچند تا ابد ، دنیا به کام توستدنبال عشق نو ، با یار بهتری هم شعر گفته ای ، هم بد شنیده ایمی خوانی از خودت ، با شعر انوریآتش کشیده ای ، میخانه
#مجید_مومن - تاریخ: 1397/9/24 ساعت: 20:35
تو با گیسوی آبی در عزای رود می میریمیان مه میان صخره های دود می میریمیان خانه ی جن ها بدون ذکر بسم اللهمیان قلعه ی ای تار و غبار آلود می میرینفس یخ می زند گاهی صدا هم گاه می لرزددر این شهر شکایت عابرمن زود می میریدر اینجا رقص شمشیر و در آنجا غرش شیریتو از ترس صدا صبح هراس اندود می میریتو را جادوگری ...
حسنا محمد زاده - تاریخ: 1397/8/24 ساعت: 9:04
ابرهای بغض در رؤیای بارانی شدنسینهها؛ دریاچهای در حال طوفانی شدن پنجهی خونین بالشها پُر از پَرهای قوخوابها دنبال هم در حال طولانی شدن زندگی آن مردِ نابینای تنهاییست که –چشمها را شسته در رؤیای نورانی شدن قطرهای پلک مرا بدجور سنگین کرده استمثل اشک برهها در شام قربانی شدن خوب میفهمم چه حالی دارد از بیه...
سید حمید رضا حسینی - تاریخ: 1397/5/28 ساعت: 23:30
با شیر آهویی که مقابل نشسته بوددر انتظار غرش قاتل نشسته بوددر بطن قلعه قلب عزا دار لشکرمدر انتظار حمله ی باِبل نشسته بودوقتی ز نور روز چو باران حیا نکردخورشید من چو کشتی در گل نشته بوددر تیر رس برابر
#یدالله_گودرزی - تاریخ: 1397/5/28 ساعت: 23:30
من یک غریب بی پناه و دوره گردمبُگذار گِرداگردِ چشمانت بگردمآن چشمها، عطّار نیشابوری ام کردمن شاعر فیروزه های لاجوردمآبی تر از چشمانِ تو هرگز ندیدممن دل به دریا می زنم دریانوردمآواره ام، چون کولیانِ بی
عباس کریمی - تاریخ: 1397/1/22 ساعت: 21:25
پیش از آنی که با غزل آیی، دفترم شوره زار ماتم بودماه برکوی دل نمیتابید، خانه  ام انتهای عالم بودکنج آیینهام نمی خندید برق سوسوی کوکب بختمبیسحرگاه خنده خیست، باغ بیباغ، قحط شبنم بود تا رسیدی خدا تبسم کرد، با عبور تو کوچه پیدا شدقبل از آنی که بگذری از دل، عطر در انحصار مریم بودمحو شب مانده بودم و مبهو...
#مجید_مومن - تاریخ: 1396/11/22 ساعت: 8:08
قلبی به پهنای تمامکهکشان دارماز آینه راهی به عمق آسمان دارمهم سن و سال نوح کشتیبان دریایمپیراهنی از جنس باد و بادبان دارمماه حرامم شد هلال بوسه های منحافظ،منم، فتوایی از پیر مغان دارمبا دیدنم دیو سپیدی پیکرش لرزیدای تهمتن مانند تو گرزی گران دارمبا فوت خود طوفانی از شن می کنم برپااین ارث را از هود پا...
#سورنارخشا - تاریخ: 1396/10/23 ساعت: 9:44
دیوارها را بلند تر از آن ساخته اند که پسر همسایه بتواند مرا ببیندصورتم را برای که بند بیندازم هم چراغی؟ولش کن،فالمان را بفروشیم #سورنارخشا + تاريخ یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۶ساعت 11:31 نويسنده |
رویا ابراهیمی - تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 14:09
مادرت را ببخش دخترکم شعر آتش به خانه اش زده است روزگارش شبیه گنجشکی ست که سموری به لانه اش زده است بین انبوهی از تفاوت ها شاعران درد مشترک دارند مثل ظرفی عتیقه زیبایند منتهی از درون ترک دارند آفت شعر را بکش در خود نکشی کل باغ می میرد لاکپشتی که روی لاک افتاد زیر خورشید داغ می میرد دخترم فرض کن که جا...
مجید مصطفوی (ماجد) - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 11:23
زمستان رفت و سرما رفته گوییشکوفه میدمد با عطر و بوییهوا دارد بهاری میشود، زانکه میباردبه دشت تشنه بارانیخ دشت از خجالت آب گردیدبهم پیوست و رودی ناب گردیدزمین در تاب و تب چون بیقراریاز.xa0 آب ِxa0 رودxa0 ،xa0 گرددxa0xa0xa0 آبیاریجوان شد شاخه خشک درختانگل و سبزه دمید از باغ و بستانبشد دشت و دمن سرسبز ...

برچسب‌های مرتبط

فاضل نظری | فاضل نظری اشعار | فاضل نظری خندوانه | مهدی فرجی | مهدی فرجی قرار نشد | مهدی فرجی pdf | مهدی فرجی شبکه یک | مهدی فرجی جدید | مهدی فرجی تینا | مهدی فرجی عاشقانه